تبلیغات
Solamente Tú...... - ahmad shamlo
مرهم زخم های کهنه ام
کنج لبان توست !
بوسه نمیخواهم
چیزی بگو ...

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت
نام کوچکی : تا به جانش می خواندی
تا به مهر آوازش می دادی
همچو مرگ
که نام کوچک زندگی ست...

نقره داغ ، حال و روز یک مرد عاشق است
مرد عاشقی که
فکر می کرد
چون عاشق است
معشوقه اش هم باید به هما ن اندازه
عا شقش باشد.

من به خوبی‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبی و این همه‌ی اقرارهاست
بزرگ‌ترین اقرارهاست
دلم می‌خواهد خوب باشم
دلم می‌خواهد تو باشم و برای همین راست می‌گویم
نگاه کن :
با من بمان

دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستان من آشناست .

در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام
برای خاطرِ زندگان
و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند .



تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1392 | 07:02 ب.ظ | نویسنده : eli &leyli | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.